براساس مدارك به دست امده در بيست سال اخير، باستان شناسان به اين نتيجه رسيده اند كه نخستين آثارى كه مى توان نام زيورآلات بر آن نهاد، مربوط است به اواخر دوران پارينه سنگى قديم (پروهشگران دوران پارينه سنگى رابه چهار دوره ى پارينه سنگى قديم، ميانه وجديد وفراپارينه سنگى تقسيم كرده اند) همزمان با بيدايش انسان هوشمند؛ خلاقيت فرهنگى وتمدنى شكل گرفت؛ يعنى انسان متمدن شد. هرگاه يكى از اركان و عناصر اساسى تمدن به قول ويل دورانت كوشش در راه معرفت و بسط هنر باشد اين ((انسان هوشمند» بودكه از پنجاه هزار سال بيش در اين راه كوشيد.
علت بيدايش هنر نيزتمايلى است كه اصولاً انسان به زيباتر كردن خود و اطراف زندگى اش دارد. هر دو جنس زن و مرد بيش از آنكه به فكر پوشاندن خود بيفتد در بند زينت خود بوده اند؛ جواهرات از كهن ترين عناصر مدرنيت به شمار مى رود و در مقبره هايى كه از بيست هزار سال ييش به يادگار مانده گردنبندهايى از صدف و دندان حيوانات يافته اند؛ زيورالات كه ابتدا ساده وكم حجم بوده، رفته رفته بزرگتر مى شده وهميشه در زندگى نقش عظيمى داشته ويكى از نمادهاى طبقاتى به شمار مى آمده است؛ «زنان قبيله ى كالا از انگشترهايى استفاده مى كردندكه وزن هريك سه كيلو كرم بود و بعضى اززنان دنيكا با خود پنجاه كيلو گرم جواهر واسباب زينت همراه داشتند؛ يكى اززنان ثروتمند افريقايى از انگشترهاى مسين بزركى استفاده مى كرده كه در آفتاب گرم مى شد و به همين جهت ناجار شد كنيزى به خدمت آورد كه بر او سايه افكند و در گرما او را باد بزند… زنان فقير كه جواهرات سبك وزن داشتند سعى مى كردند در راه رفتن از كسانى كه جواهرات سنكين وزن دارند تقليد كنند تا بدين ترتيب آبرويى كسب نمايند!
کتاب ۳۵۰۰۰ سال تاریخ زیورالات
